خرید بک لینک

ای بی نشان محض نشان از که جویمت * گم گشت در تو هر دو جهان از که جویمت

تو گم نهای و گمشدهٔ تو منم ولیک * تا یافت یافت مینتوان از که جویمت

دل در فنای وحدت و جان در بقای صرف * من گمشده درین دو میان از که جویمت

پیدا بسی بجستمت اما نیافتم * اکنون مرا بگو که نهان از که جویمت

چون در رهت یقین و گمانی همی رود * ای برتر از یقین و گمان از که جویمت

در بحر بی نهایت عشقت چو قطرهای * گم شد نشان مه به نشان از که جویمت

تا بود که بویی از تو بیابد دلم چو جان * بیرون شد از زمان و مکان از که جویمت

در جست و جوی تو دلم از پرده اوفتاد * ای در درون پردهٔ جان از که جویمت

عطار اگرچه یافت به عین یقین تورا * ای بس عیان به عین عیان از که جویمت
عطار

برچسب: نویسنده: نگار باقری تاريخ: سه شنبه 13 دی 1401 ساعت: 13:53

صفحه بندی